مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )

304

البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )

است . و بعضى برآنند كه كوهها استخوانها و رگ‌هاى زمين‌اند . و اختلاف كرده‌اند دربارهء آنچه در زير زمين است : اكثر قدما برآنند كه آب زمين را احاطه كرده است و هوا آب را و آتش هوا را و آسمان اول آتش را و آسمان دوم آسمان اول را تا آسمان هفتم به همين ترتيب . سپس در آن سوى آنها فلك ستارگان ثابت قرار دارد كه بر اين آسمانها و اركانى كه ياد كرديم ، احاطه دارد . آنگاه ، در آن سوى آنها فلك اعظم مستقيم قرار دارد ، سپس در آن سوى آن عالم نفس است و بالاى عالم نفس عالم عقل قرار دارد و بالاى عالم عقل بارى تعالى است جل جلاله و در آن سوى بارى تعالى هيچ چيز نيست و او محيط به همه چيزهاست . پس بنابر اين مذهب ، در زير زمين نيز آسمانى است همچنان كه بر فراز آن آسمانى است . و در كتابهاى قصه‌پردازان مسلمان ( كتب قصاص المسلمين ) در اين باره چيزها آمده است كه دل از شنيدنش مىگيرد . و روايت كرده‌اند كه چون خداى زمين را آفريد ، زمين به گونهء سفينه‌اى بود كه كژ مىشد و مژ مىشد ، پس خداى فرشته‌اى را فرستاد تا فرود آمد و به زير زمين درآمد و صخره را بر دوش گرفت و دو دست خويش را ، يكى به سوى مشرق و ديگرى به سوى مغرب ، دراز كرد و زمينهاى هفت‌گانه را گرفت و به ضبط آنها پرداخت تا آرام گرفتند و از براى جاى گام آن فرشته محل استقرارى نبود . پس خداى گاوى ورزا از بهشت فرو فرستاد كه چهل هزار شاخ داشت و چهل هزار دست و پاى . پس گامهاى آن فرشته را بر كوهان آن گاو قرار داد . پاهاى فرشته بدان نرسيد . پس خداى ياقوتى سبز از بهشت فرستاد كه ستبراى آن چند هزار سال راه بود و آن را بر كوهان گاو نهاد تا گامهاى فرشته بر آن قرار گرفت . و شاخهاى گاو از اقطار زمين بيرون است و متداخل در زير عرش است و سوراخ بينى گاو در دو سوراخ از آن صخره است ، در زير دريا . و آن گاو ، به هر روز دو بار نفس مىكشد . چون دم برآرد دريا را مدّ فرا گيرد و چون دم فرو برد جزر حاصل شود . و گويد : از آنجا كه پاىهاى گاو بر جايى استوار نبود خداى تعالى كمكى [ 1 ] آفريد

--> [ 1 ] كمكم : به گفتهء دميرى ( قرن هشتم ) پرنده‌اى است زيبا و رنگين خاص سرزمين طبرستان كه به شكار پرندگان كوچك ، از قبيل گنجشك ، مىپردازد . دميرى از على بن ربّن طبرى در كتاب فردوس الحكمه نقل مىكند كه اين پرنده هرگز دو پاى خويش را بر زمين نمىنهد و به گفتهء هم او جاحظ گفته است كه « كمكم يكى از شگفتيهاى جهان است و هيچ گاه هر دو پاى خود را بر زمين نمىنهد از بيم آنكه مبادا زمين از زير فرو ريزد . » قابل يادآورى است كه اين اطلاعات دربارهء كمكم نه در الحيوان جاحظ آمده است و نه در فردوس الحكمه . در عجايب المخلوقات طوسى ( ص 536 ) ، از آثار قرن ششم ، اندكى از اين اطلاعات در باب كنكر ( نسخه بدل : ككر ) آمده است . براى تكميل اطلاعات و اصلاح عبارات طوسى و دميرى مراجعه شود به : حياة الحيوان دميرى ، چاپ مصر ، ج 2 ، ص 250 ( چاپ افست تهران ، رضى ) و چاپ 1922 مصر ، و عجايب المخلوقات محمد بن محمود طوسى ، چاپ دكتر ستوده ، ص 536 ، و فردوس الحكمه على بن ربّن طبرى ، چاپ برلين ، 1928 ، صفحه 533 .